بهترین و مطمئن ترین کارگزاران در ایران

اندیکاتور چیست و چه کاربردی دارد؟

جریان نقدینگی مثبت (Positive Money Flow): منظور حاصل جمع روزهایی است که میانگین سه قیمت بالا، پایین و بسته اندیکاتور چیست و چه کاربردی دارد؟ شدن از روز قبل بیشتر باشد.
جریان نقدینگی منفی (Negative Money Flow): منظور حاصل جمع روزهایی است که میانگین سه قیمت بالا، پایین و بسته شدن از روز قبل کمتر باشد.

اندیکاتور «استوکاستیک» در تحلیل تکنیکال

«استوکاستیک» یکی از اندیکاتورهای رویکرد تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی است که اواخر دهه ۱۹۵۰ توسط یک سرمایه‌گذار و تریدر آمریکایی به نام «جورج لین» توسعه داده شد و امروزه تبدیل به یکی از پرکاربردترین ابزارها برای تحلیل بازارها توسط معامله‌گران شده است.

«استوکاستیک» در واقع اندازه‌گیری رابطه‌ی بین قیمت یک ورقه بهادار و یک دامنه قیمتی است. یعنی این اندیکاتور یک قیمت مشخص در یک جلسه معاملاتی را نسبت به بالاترین و پایین‌ترین قیمت در یک بازه زمانی را اندازه‌گیری می‌کند و جایگاه این قیمت را تعیین می‌کند و به همین دلیل اندیکاتور استوکاستیک معمولا از حجم و قیمت سهم تبعیت نمی‌کند.

استوکاستیک امروزه بسیار محبوب است و یکی از دلایل محبوبیت آن استفاده آسان از آن و درجه نسبتا بالای دقت در تعیین موقعیت‌های خرید و فروش است.

یکی از مهمترین کاربردهای اندیکاتور استوکاستیک تعیین نقاط بیش‌خرید (Overbought) و بیش‌فروش (Oversold) است. در واقع فلسفه ایجاد و توسعه اندیکاتور استوکاستیک این است که به ما بگوید روند چه زمانی نقاط اشباع خود می‌رسد و به همین دلیل معمولا از آن برای تعیین نقاط برگشت روند استفاده می‌شود. همچنین در موج‌های بزرگ استفاده از این اندیکاتور برای مشخص کردن نقاط انتهایی موج‌های کوچک نیز کاربرد دارد.

اجزای استوکاستیک

اندیکاتور «استوکاستیک» دارای دو جزء بسیار مهم است: خط %K و خط %D. خط %K مکان یک قیمت مشخص نسبت به بالاترین و پایین‌ترین قیمت در ۱۴ روز اخیر (در اندیکاتور استوکاستیک معمولا از دوره استاندارد ۱۴ برای محاسبه استفاده می‌شود) را نشان می‌دهد. معمولا از خط %K به عنوان «استوکاستیک سریع» و از خط %D به عنوان «استوکاستیک کند» یاد می‌کنند. فرمول %K به شرح زیر است:

خط %D نیز از مووینگ اَوریج ساده ۳ روزه خط %K به دست می‌آید.

نحوه‌ی کارکرد استوکاستیک

استوکاستیک در بازه بین صفر تا ۱۰۰ نوسان می‌کند و منطقه تعادلی آن بین ۲۰ تا ۸۰ است. معمولا ناحیه‌ی بالای ۸۰ ناحیه بیش‌خرید و ناحیه زیر ۲۰ دامنه بیش‌فروش در نظر گرفته می‌شود. در صورتی که نمودار استوکاستیک در دامنه بالای ۸۰ قرار بگیرد از آن تحت عنوان محدوده بیش‌خرید نام برده می‌شود و در صورتی که این نمودار به ناحیه زیر ۲۰ برود در محدوده بیش‌فروش قرار گرفته است.

این دو ناحیه مورد نظر نواحی مهمی در تحلیل هستند چرا که احتمال بازگشت روند در این نواحی وجود دارد اما این بدین معنا نیست که برگشت روند قطعی است. در روندهای پرقدرت احتمال اینکه منطقه بیش‌خرید و بیش‌فروش ادامه‌دار باشد زیاد است لذا این نمودار در تعیین نقاط برگشت روند قطعیت ندارد و این نکته بسیار مهمی در استفاده از این اندیکاتور است. تریدر تنها می‌تواند «احتمال» برگشت روند را در این نقاط مهم مشخص کند.

سیگنال‌دهی استوکاستیک

سیگنال‌دهی استوکاستیک نیز در صورت آشنا بودن با این اندیکاتور نسبتا ساده است. هرگاه هر دو خط در منطقه زیر ۲۰ قرار بگیرند و %K از پایین به بالا خط %D را قطع کند سیگنال خرید صادر شده است که نشانه برگشت روند و افزایش تقاضا در بازار است. در این حالت احتمال بازگشت خریداران به بازار وجود دارد که می‌توانند بر بازار حاکم شوند. اما زمانی که استوکاستیک در منطقه بالای ۸۰ قرار دارد هرگاه خط %K از بالا به پایین خط %D را قطع کند نشان‌دهنده انتهای روند صعودی و اعلام سیگنال فروش است. این حالت احتمال بازگشت فروشندگان به بازار را نشان می‌دهد.

نقطه ضعف استوکاستیک

یکی از مهمترین نقاط ضعف اندیکاتور استوکاستیک این است که ممکن است به کرات سیگنال اشتباه معاملاتی را صادر کند. یعنی گاهی اوقات استوکاستیک سیگنال خرید یا فروش را صادر می‌کند اما روند قیمت از آن تبعیت نمی‌کند در نتیجه سناریو با شکست مواجه می‌شود. این اتفاق ممکن اندیکاتور چیست و چه کاربردی دارد؟ است بارها رخ بدهد و یک معامله‌گر حرفه‌ای معمولا از این اشتباهات آگاه است.

در این حالت بهترین راه این است که معامله‌گر روند قیمت را به عنوان یک «فیلتر» در نظر بگیرد؛ بدین معنا که روند قیمت را دنبال کند و تنها زمانی سیگنال استوکاستیک را جدی بگیرد که هم‌راستا با روند قیمت باشد و انحراف ناگهانی نسبت به هم نداشته باشند. یعنی سیگنالی که استوکاستیک صادر می‌کند منطقی باشد نه اینکه نسبت به قیمت فاصله معنادار داشته باشد.

آموزش اندیکاتور CCI

در این آموزش که توسط تیم تولید محتوای آکادمی تخصصی پارسیان بورس تهیه شده است، به آموزش و بررسی یک ابزار بسیار کاربردی و مفید می پردازیم، که برای شناسایی حرکت و جهت روند و همچنین تعیین صحیح نقاط ورود و خروج کاربرد دارد.

اندیکاتور شاخص کانال کالا (Commodity Channel Index) یا به اختصار اندیکاتور CCI در سال 1980 توسط دونالد لامبرت (Donald Lambert) ارائه شد. هر چند اسیلاتور شاخص کانال کالا در اصل برای بورس کالا طراحی شده است اما امروزه در بازار اوراق بهادار، بازارهای بهره باز و بازارهای ارز نیز کارایی دارد.

مزیت های اندیکاتور CCI

1- سرمایه گذار کمک می کند تا نقاط اشباع خرید و اشباع فروش را در روند سهم به خوبی شناسایی کند.

2- تغییرات مسیر حرکت قیمت دارایی را بررسی می کند.

3- CCI زمانی که بازار روند صعودی دارد مثبت است ، و هنگامی که بازار نزولی است ، منفی است به جز در مواردی که در روند سهم واگرایی وجود دارد.

میانگین متحرک در اندیکاتور CCI

در طراحی cci ابتدا میانگین متحرک ۲۰ روزه در نظر گرفته شد اما امروزه بازه دوره زمانی میانگین متحرک در اسیلاتور cci را معمولا ۱۴ روزه استفاد می کنند.

آموزش اندیکاتور CCI

همانند دیگر میانگین متحرک ها اگر این عدد کوچکتر در نظر گرفته شود اسیلاتور cci نوسانات بیشتری می کند و سیگنال های اشتباه بیشتری را صادر می‌کند و هر چقدر عدد بزرگتر در نظر گرفته شود اسیلاتور cci حساسیت کمتری دارد و کند تر عمل می کند و با نوسانات کمتر و سیگنال های کمتر ممکن است موقعیت‌های مناسب خرید و فروش زیادی از دست برود پس بهترین انتخاب یک عدد متوسط و مناسب است.

سیگنال های خرید و فروش در اندیکاتور CCI

سیگنال خرید در cci زمانی صادر می‌شود که نمودار بالای حد +۱۰۰ برود و به امید ایجاد روند صعودی قوی این سیگنال صادر می‌شود.

سیگنال فروش در cci زمانی صادر می‌شود که نمودار از حد اندیکاتور چیست و چه کاربردی دارد؟ پایین یعنی -۱۰۰ پایین تر رود و از پیش بینی ایجاد روند نزولی قوی صادر می‌شود.

واگرایی در اندیکاتور CCI

واگرایی در اندیکاتور cci بسیار قدرتمند است. واگرایی ها نشان دهنده ی تایید و ادامه روند و یا بازگشت روند است که برای معاملات بسیار مهم است.

اسیلاتور MFI چیست و چه کاربردی دارد؟

شاخص جریان نقدینگی (Money Flow Index یا MFI) یک اسیلاتور تکنیکال است که با استفاده از قیمت و حجم معاملات مناطق اشباع خرید و فروش را برای ما مشخص می‌کند. همچنین می‌توان از این اندیکاتور برای تشخیص واگرایی نیز استفاده کرد. سیگنال‌های واگرایی می‌توانند به ما هشدار تغییر یا بازگشت روند را بدهند. اسیلاتور MFI بین اعداد ۰ تا ۱۰۰ نوسان می‌کند.
برخلاف دیگر اسیلاتورها، مثل RSI که در محاسباتشان فقط قیمت را در نظر می‌گیرند، اسیلاتور MFI هم از قیمت و هم از حجم معاملات برای محاسباتش استفاده می‌کند. به همین دلیل برخی تحلیل‌گران MFI را به عنوان RSI وزنی می‌شناسند.

شاخص جریان نقدینگی

فرمول محاسبه MFI بدین صورت است:

فرمول محاسبه MFI

نسبت جریان نقدینگی بدین صورت محاسبه می‌شود:

نسبت جریان نقدینگی

جریان نقدینگی مثبت (Positive Money Flow): منظور حاصل جمع روزهایی است که میانگین سه قیمت بالا، پایین و بسته شدن از روز قبل بیشتر باشد.
جریان نقدینگی منفی (Negative Money Flow): منظور حاصل جمع روزهایی است که میانگین سه قیمت بالا، پایین و بسته شدن از روز قبل کمتر باشد.

جریان نقدینگی خام (Raw Money Flow) = قیمت پیوت (Typical Price) × حجم معاملات

قیمت پیوت

جریان نقدینگی مثبت زمانی اتفاق می‌افتد که قیمت جریان نقدینگی خام نسبت به قیمت دوره قبل خود بالاتر باشد، که این قیمت به جریان نقدینگی مثبت اضافه می‌شود. زمانی هم که جریان نقدینگی منفی است دلیلش آن است که قیمت در آن دوره کاهش یافته است و باید آن را به جریان نقدینگی منفی اضافه کنیم.

چطور MFI را محاسبه کنیم:

محاسبه‌کردن MFI چندین مرحله دارد.
۱. قیمت پیوت را برای ۱۴ دوره اخیر حساب کنید.
۲. برای هر دوره مشخص کنید که آیا قیمت پیوت بالاتر یا پایین‌تر از دوره قبل بوده‌است. این کار مشخص می‌‌کند که جریان نقدینگی خام، مثبت یا منفی است.
۳. با ضرب قیمت پیوت در حجم معاملات آن دوره، جریان نقدینگی خام را محاسبه کنید.
۴. جریان نقدینگی مثبت در طول ۱۴ دوره را با هم جمع کنید، و سپس آن را تقسیم بر جریان نقدینگی منفی در همین ۱۴ دوره کنید، تا نسبت جریان نقدینگی را به دست آورید.
۵.شاخص جریان نقدینگی (MFI) را با استفاده از نسبت نقدینگی که در مرحله ۴ محاسبه کردید، به دست آورید.
۶. هر دوره که تمام می‌شود، محاسبات را دوباره انجام دهید، ولی فقط از ۱۴ دوره اخیر استفاده کنید.

اندیکاتور MFI چه چیزی را به ما نشان می‌دهد؟

یکی از مهم‌ترین دلایل اندیکاتور چیست و چه کاربردی دارد؟ استفاده از MFI، تشخیص دادن واگرایی است. واگرایی زمانی شکل می‌گیرد که اسیلاتور خلاف جهت قیمت حرکت کند. واگرایی‌ها می‌توانند سیگنال‌ احتمال تغییر روند را به ما بدهند.
برای مثال زمانی که اندیکاتور MFI، از محدوده ۸۰ رو به پایین حرکت می‌کند، اما قیمت روند صعودی دارد، می‌تواند سیگنالی برای تغییر روند به نزولی باشد. و برعکس اگر MFI از محدوده ۲۰ شروع به حرکت صعودی کند ولی قیمت سهم همچنان روند نزولی داشته باشد، می‌تواند سیگنال احتمالی برای تغییر روند به صعودی به ما بدهد.
معامله‌گران با استفاده از چندین موج الیوتی در قیمت و اندیکاتور تلاش می‌کنند تا واگرایی‌های بزرگ‌تر را پیدا کنند. برای مثال فرض کنید سقف قیمتی سهمی ۱۰ دلار باشد و قیمت اصلاحی به ۸ دلار برسد و سپس اندیکاتور چیست و چه کاربردی دارد؟ اندیکاتور چیست و چه کاربردی دارد؟ سقف جدیدی در ۱۲ دلار تشکیل دهد. سهم در دو قیمت ۱۰ و ۱۲ دلار، دو سقف قیمتی پشت سر هم تشکیل داده است. اگر در قیمت ۱۲دلار، اندیکاتور MFI نتواند از سقفی که در ۱۰دلار تشکیل داده است، بالاتر برود، بدین معنی است که اندیکاتور روند صعودی را تایید نمی‌کند و می‌‌تواند پیش‌بینی کند که قیمت ریزشی خواهد داشت.
از مناطق اشباع خرید و فروش هم می‌توان برای دریافت سیگنال استفاده کرد. به ندرت اتفاق می‌افتد که MFI به زیر محدوده ۱۰، اندیکاتور چیست و چه کاربردی دارد؟ یا بالای محدوده ۹۰ حرکت کند. زمانی که MFI به محدوده زیر ۱۰ می‌رود، معامله‌گران صبر می‌کنند تا اندیکاتور خودش را به بالای منطقه ۱۰ برساند و آن‌ها سیگنال خرید دریافت کنند. همچنین در محدوده ۹۰ نیز صبر می‌کنند، تا اندیکاتور به زیر محدوده ۹۰ برگردد، و سیگنال فروش برای آن‌ها صادر شود..
حرکات دیگری که در خارج محدوده‌های اشباع خرید و فروش اتفاق می‌افتد، برای ما نیز می‌توانند مفید باشند. برای مثال، زمانی که سهمی روند صعودی دارد، اگر MFI به زیر ۲۰ (یا حتی ۳۰) حرکت کند و دوباره به بالای این محدوده برگردد، می‌تواند به این معنی باشد که اصلاح قیمتی رو به پایان است و روند صعودی قیمت ادامه خواهد داشت. این مورد برای روند نزولی هم صدق می‌کند. مثلا در اندیکاتور چیست و چه کاربردی دارد؟ روند نزولی، اصلاح قیمتی می‌تواند MFI را به بالای ۷۰ یا ۸۰ برساند، اما اگر دوباره به زیر این محدوده‌ها حرکت کند می‌توانیم آماده شویم تا وارد معامله فروش شویم و منتظر نزول قیمتی جدیدی باشیم.

تفاوت بین MFI و RSI

این دو اندوکاتور بسیار شبیه هم هستند. تنها تفاوت آن‌ها در این است که MFI حجم معاملات را در محاسباتش در نظر می‌گیرد اما RSI این طور نیست و فقط قیمت را در نظر می‌گیرد. به همین دلیل طرفداران تحلیل حجم معاملات عقیده دارند که MFI یک اندیکاتور پیشتاز است. آن‌ها عقیده دارند که سیگنال‌های دریافتی از MFI از جمله سیگنال‌های بازگشت روند در این اندیکاتور، بهتر از RSI عمل می‌کنند. البته این بدین معنی نیست که MFI نسبت به RSI بهتر است با برعکس، اما صرفا به این دلیل که دو اندیکاتور عناصر مختلفی را با هم ترکیب و محاسبه می‌کنند، ممکن است گاهی اوقات سیگنال‌های متفاوتی به ما بدهند.

محدودیت‌ها اندیکاتور MFI

MFI می‌تواند به ما سیگنال اشتباه نیز بدهد. منظور از سیگنال اشتباه، زمانی است که اندیکاتور به ما سیگنال معاملاتی خوبی می‌دهد اما قیمت طبق سیگنال اندیکاتور حرکت نمی‌کند و در نهایت باعث متضرر شدن ما می‌شود. حتی ممکن است سیگنال‌های واگرایی که دریافت می‌کنیم معتبر نباشند و باعث بازگشت روند بازار نشوند.
گاهی اوقات ممکن است، اندیکاتور نتواند سیگنال‌های مهم را به ما بدهد. مثلا تصور کنید که روند بازگشت کرده باشد، اما اندیکاتور به ما سیگنال واگرایی نشان نداده باشد. به این دلایل پیشنهاد می‌شود معامله‌گران از دیگر روش‌های تحلیل و مدیریت ریسک نیز استفاده کنند و فقط به اندیکاتور‌ها بسنده نکنند.

جهت پیگیری اخبار و تحلیل‌های فارکس و بازارهای جهانی به کانال تلگرامی UtoFX بپیوندید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا